
غضنفر برق خونهشون رفته بود، یه قابلمه برمیداره میره در خونه غضنفر شماره 2 ومیگه: میشه یک کم برق به ما قرض بدید؟
دومی میگه: دیونه لااقل یه ظرف پلاستیکیمیآوردی که برق نگیرت
یارو میره شنگول آباد از نفر اولی که می بینه میپرسه: من اینجا غریبم کجا باید آمپول بزنم؟
بارو شلوارشو میکشه پایین میگه اینجا!!!!
نظرات شما عزیزان:

